جنبش زنان افغانستان

جنبش زنان در افغانستان به جنبش اجتماعی برای حقوق زنان در افغانستان گفته می‌شود.

از سازمان‌هایی که اکنون در دفاع از حقوق زنان در افغانستان فعالیت دارند می‌توان به زنان جوان برای تغییر، کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان، شبکه زنان افغانستان، اتحادیه سراسری زنان افغانستان، کمپاین پنجاه در صد، جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)، مؤسسه شهدا اشاره کرد.[۱][۲]

در زمان امان‌الله شاه تشکل زنان با هدف پیشرفت و ترقی و نجات زن از محرومیت شکل گرفت و در پی حقوق و آزادی زنان به خصوص در تعلیم وتربیت، حق تحصیل، حق کار و استراحت، حق آزادی فردی، مصونیت فردی، آزادی گفتار و بیان، اجتماعات، فعالیت‌های سیاسی و مدنی، و سفرهای تحصیلی به خارج کشور بود. در دورهٔ امانی، انجمن حمایت نسوان در کابل تاسیس شد که بیشتر در راستای آموزش سواد، دوخت و بافت و امور منزل فعالیت می‌کرد.[۱]

در زمان محمدظاهر شاه در سال ۱۳۲۲ اتحادیه زنان که بیست زن در آن عضویت داشتند، مؤسسه عالی نسوان را در مرکز شهر کابل با هدف تشکل، آموزش و روشنگری زنان افغان تاسیس کردند. با پیشنهاد و پیگیری بی‌بی زینب، خواهر امان‌الله شاه، یک قطعه زمین به این موسسه اختصاص یافت و در آن کودکستان، مکتب، سینما و دفترهای کار ساخته شد. مکتب آن به سوادآموزی برای زنان بزرگسال می‌پرداخت. فعالیت مؤسسه عالی نسوان به آموزش‌های فنی و حرفه‌ای محدود بود. نام این موسسه در سال ۱۳۴۲ به «میرمنو تولنه» تغییر یافت و زیر نظارت وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان قرار گرفت و فعالیت آن به سمت «انکشاف مذید نهضت زنان و اشتراک آنها در امور مهمه معطوف گردید تا موقف زن را در جامعه افغانی بطور سالم تقویه نماید». موسسه نسوان در ابتدای دهه ۱۹۷۰ روز ۱۴ جون هر سال را برای بزرگداشت مقام مادر، روز مادر نامگذاری کرد. بعداً صالحه فاروق اعتمادی به مدیریت میرمنو تولنه رسید. او به مکتب مسلکی دمیرمن و تولنه توجهی خاص داشت و برای تحصیل دختران افغان در خارج از این کشور به آنان کمک می‌کرد.[۱]

در سال ۱۳۴۴ (نوامبر ۱۹۶۵ میلادی) سازمان دموکراتیک زنان افغانستان توسط دوکتور آناهیتا راتب زاد، ثریا پرلیکا، کبرا علی، حمیده شیرزی، مومنه بصیر و جمیله کشتمند در کابل بنیان گذاشته شد. از فعالیت‌های این گروه می‌توان به برپایی تظاهرات‌هایی در جهت حقوق زنان اشاره کرد. برای اولین بار در افغانستان، زنان در تظاهرات مظاهره سه عقرب که توسط گروه‌های چپ‌گرا سازمان‌دهی شده بود، شرکت کردند. در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸ میلادی) برخی از اعضای محافظه کار ولسی جرگه می‌خواستند قانونی برای منع تحصیل دختران افغان در خارج کشور به تصویب برسانند ولی با سازماندهی سازمان زنان، صدها دختر علیه این پیشنهاد تظاهرات کرده و آن را مغایر با قانون اساسی افغانستان و تساوی حقوق زن و مرد دانستند. در نتبجه، ولسی جرگه از این پیشنهاد صرف نظر کرد. در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰ میلادی) اعضای جناح افراطی «جوانان مسلمان» بر علیه پوشیدن لباس کوتاه و شیک پوشی زنان، به پای دختران و زنانی که لباس کوتاه به تن داشتند، فیر کردند و گاه به روی بعضی آنها با تیزاب اسید پاشی کردند. سازمان زنان بیش از ۵۰۰۰ زن و دختر در شهر کابل را سازمان‌دهی کرد و با تظاهراتی گسترده از حکومت وقت خواهان بازرسی و مجازات عاملین این کار شدند. حکومت نیز تعدادی از عاملین را دستگیر و زندانی کرد.[۱]

شوراهای ولایتی زنان که از سازمان‌های زنان بسیار قدیمی در افغانستان و منطقه بود، در این زمان تاسیس شدند. این شوراها دارای ۱۶۵ هزار عضو در ۳۱ شورای ولایتی، ۲۵ شورای شهری، ۳۸ شورای ناحیوی، ۲۵ شورای ولسوالی و ۳۱۰۰ سازمان اولیه می‌باشد. دکتر آناهیتا راتب زاد که علاوه بر عضویت سازمان دموکراتیک زنان افغانستان، نماینده مردم کابل در پارلمان ۱۲ نیز بود در ایجاد شوراهای ولایتی زنان نقش مهمی داشت.[۱]

دورهٔ طالبان[ویرایش]

در ماه میزان سال ۱۹۹۲ میلادی طالبان در افغانستان به روی کار آمدند و زنان را از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم کردند. همچنین مؤسسه عالی نسوان و میرمنو تولنه را ادغام کرده و کارمندان مرد را به جای زنان به کار گماشتند. حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ پایان یافت.[۱]

اکنون[ویرایش]

بعد از برکناری طالبان، بر اساس توافقات کنفرانس بن، در قوس ۱۳۸۰ وزارت امور زنان افغانستان در چوکات اداره مؤقت افغانستان تاسیس شد. همچنین اکنون سازمان‌های زنان از جمله کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان، شبکه زنان افغانستان، اتحادیه سراسری زنان افغانستان، کمپاین پنجاه در صد، زنان جوان برای تغییر، جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)، مؤسسه شهدا و … در افغانستان در جهت حقوق زنان در افغانستان فعالیت می‌کنند.[۲][۱]

شبکه زنان افغان یکی از سازمان‌های فعال کنونی است. مشارکت در کمپین روسری سبزها برای تشویق زنان به مشارکت سیاسی در انتخابات افغانستان از کارهای این گروه است.[۲]

جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا) یکی از سازمان‌های سابقه‌دار زنان افغان است. به گفته وب‌سایت راوا، این جمعیت «از سال ۱۳۵۶ برای آزادی، دموکراسی و احقاق حقوق زنان در افغانستان بنیادگرا تلاش می‌کند.»[۲]

کمپین پنجاه درصد از گروه‌های فعال حقوق زنان در افغانستان است که برای بالا بردن مشارکت سیاسی زنان افغان و پیگیری مطالبات زنان از سیاستمداران افغانستان و مجامع جهانی تلاش می‌کند. بیانیهٔ این کمپین در آستانهٔ کنفرانس بن دوم از شرکت کنندگان در کنفرانس و دولت افعانستان می‌خواست در مذاکره با طالبان بر سر حقوق زنان معامله‌ای نکند و روند مذاکرات شفاف باشد. فعالان اینکمپین در شهرهای کابل، هرات و مزار شریف فعالیت دارند. نام این کمپین در اشاره به زنان افغانستان است که به گفته این فعالان، «نیمی از جامعه و یا نیمی از رای دهندگان را تشکیل می‌دهند و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان باید برای به دست آوردن رای آنها به خواسته‌های زنان توجه کنند.»[۲][۳][۴]

زنان جوان برای تغییر یک موسسه غیر انتفاعی در کابل افغانستان است. این انجمن از ده‌ها عضو داوطلب زن و مرد تشکیل شده‌است. اعضای «زنان جوان برای تغییر» به ایده‌آل‌های توانمند سازی زنان، و بهبود زندگی‌شان توسط مشارک اقتصادی و اجتماعی، توانمندی سیاسی، آگاهی و دادخواهی متعهد هستند و برای افغانستانی عاری از تبعیض مبارزه می‌کنند.[۵] این موسسه در میان جوانان این کشور کاملاً شناخته شده‌است و مبارزه علیه خشونت خانوادگی، بالا بردن آگاهی نسبت به حقوق زنان، بالا بردنِ مشارکت زنان در جامعه، و توانمندسازی زنان و دختران در افغانستان را پی‌گیری می‌کند.[۶] از فعالیت‌های اخیر این موسسه باز کردن کافی‌نت سحرگل در کابل بود.[۷][۲]

مؤسسه شهدا یکی از سازمان‌های غیر دولتی، غیرانتفاعی و غیرسیاسی در افغانستان است که به هدف کمک به سلامت شهروندان افغان و به‌خصوص زنان و کودکان در سال ۱۳۶۸ توسط سیما سمر ایجاد شد.[۸]این موسسه در حال حاضر مشغول فعالیت در ۹ ولایت افغانستان می‌باشد.[۹] و در شرایط سخت دورهٔ طالبان نیز به کار خود ادامه داد.[۱۰] این موسسه قدیمی‌ترین سازمان غیر دولتی در منطقه و بزرگ‌ترین ان‌جی‌اوی اداره شده توسط زنان (woman-led) است.[۱۱] داکتر سیما سمر بنیان‌گذار این موسسه، چندین جایزه حقوق بشر و صلح دربافت کرده و نامزد دریافت جایزه صلح نوبل بوده است.[۱۰]

 

راهکارهای محو خشونت

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به تمامی شما دوستانی که در این کنفرانس مهم شرکت کرده اید تا افکار مانرا با همدیگر شریک ساخته و راهکارهای بنیادی و عملی را برای بیرون رفت از مشکل خشونت بر زنان بیابیم.

ما در شرایطی دورهم جمع شده ایم و از مشکل خشونت بر زنان سخن می زنیم که با وجود صرف میلیونها دالر برای بهبود وضعیت حقوق زنان و ارتقاء ظرفیت آنان اما باز هم گواه هستیم که راه دراز و طولانی برای رسیدن به هدف نهایی در پیش داریم. زیرا هنوز هم وضعیت حقوق زنان در جامعه ی ما نگران کننده است و همه شاهد نقض گسترده ی حقوق زنان از لت و کوب آنها گرفته تا اهانت های لفظی و روانی و قتل و کشتار آنان در کشور هستیم.

ریشه ی تمامی این خشونت ها و ناهنجاری های اجتماعی به نوعی نگاه ما به زنان بستگی دارد. با کمال تاسف باید عرض کنم که هنوز هم نگاه شهروندان ما به زنان، نگاه طفیلی و درجه دوم است. از حقیقت اگر نگذریم بیشتری از مردم ما هنوز هم به توانایی های زنان باور ندارند و آنان را در برابر آسیب های اجتماعی و گزندهای اخلاقی برخاسته از انحرافهای اخلاقی مردان و فرهنگ مرد سالارانه، ناتوان می بینند و به همین خاطر اکثریت قریب به اتفاق تمامی خانواده ها به زنان و دختران شان اجازه نمی دهند که بدون همراه از خانه بیرون بروند و در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سهم فعال بگیرند.

همین نگاه مرد سالارانه و موجودیت فرهنگ مرد سالاری سبب شده است تا بخشی بزرگی از حقوق زنان در کشور ما مراعات نشود و خشونت های گونه گون بر آنان اعمال گردد و آزادی آنان را در عرصه های مختلف چون آموزش، دسترسی به خدمات صحی، فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی، سیاسی و نظامی محدود و مقید بسازند در حالی که مردان در زمینه های فوق به مراتب دست بالا و باز از زنان دارند.

در کنار فرهنگ مرد سالاری و نگاه بد بینانه و دست دوم به زنان، مشکلی دیگری که در برابر آنان در جامعه­ی ما وجود دارد، دسترسی نداشتن زنان به نهادهای عدلی و قضایی در بیشتر از بخشهایی کشور است. و آنانی هم که دسترسی دارند متاسفانه باور و اعتماد به این نهادها را از دست داده اند. زیرا بر بنیاد گزارشهایی که از سوی نهادهای مدافع حقوق زنان به نشر رسیده است دیده شده که نظام قضایی ما در اکثر رویدادهای خشونت بر زنان به گونه ی ضعیف عمل کرده اند.

نارسایی و ضعف در ارگان پلیس از دیگر مشکلاتی است که سر راه زنان در جامعه قرار دارد. دیده شده است که در مواردی زنان آسیب دیده به پلیس شکایت کرده اند اما شاکی خود قربانی هوی و هوس پلیس شده و از سوی آنان مورد تجاوز و خشونت جنسی قرار گرفته است. اگر از انصاف نگذریم همه اعتراف خواهیم کرد که این نگاه هنوز هم به قوت خود باقی است که زمانی زنی برای به دست آوردن حق خود به نهادهای عدلی و قضایی شکایت می کند او را متهم به بی عفتی می کند و یک انسان منحرف می داند که چرا برای دستیابی به حق خود شکایت کرده است و همین نگاه باعث می شود که در مواردی، مجریان قانون به جای اینکه حق او را بستانند و به او برگردانند، بی شرمانه او را مورد تجاوز قرار می دهند و دامن پاک او را آلوده می سازند و ناپاک می کنند.

وابستگی اقتصادی زنان از مهمترین مشکلاتی است که زمینه ساز خشونت بر زنان در کشور شده است. بیشتر از هشتاد در صد از زنان کشور ما استقلال اقتصادی ندارند و از این لحاظ کاملا وابسته به اعضای خانواده ی شان استند. بدون شک که این وابستگی یکی از علت های اساسی و بنیادی خشونت بر زنان در کشور می باشد. هر گاه زن برای تامین نیازمندیهای مادی خود وابسته به دیگران باشد، کسانی که آنها را تمویل می کند منت بر آنان گذاشته و در مواردی از اعمال خشونت بر زنان خودداری نمی کنند

سطح پائین سواد و موجودیت فرهنگ معافیت از دیگر مولفه های خشونت بر زنان است. چرا وضعیت زنان روستایی نسبت به زنان شهرنشین بدتر است؟ دلیل آن واضح و روشن است به دلیل اینکه زنان روستایی وابستگی اقتصادی شان به خانواده ها بیشتر می باشند و نیز از سطح پائین سواد برخوردارند و بیشتر شان سواد هم ندارند. بنا بر این بیائید واقعیت های عینی جامعه ما را برجسته سازیم، چشمان ما را در برابر این واقعیت ها نبندیم و از کنار این عوامل به سادگی نگذریم. بلکه اگر واقعا متعهد هستیم که پدیده ی خشونت بر زنان را از میان برداریم و یا حد اقل کاهش دهیم همه با هم باید ریشه هایی این پدیده ی شوم را بخشکانیم و آن عوامل را که سبب خشونت بر زنان می شود نابود سازیم.

راهکار

فراموش نکنیم که مبارزه با پدیده ی خشونت بر زنان نیازمند برنامه های گسترده می باشد که با حوصله مندی تمام و دقت خاص باید این برنامه ها روی دست گرفته و عملی شود. برای نابودی پدیده ی خشونت بر زنان نیازمندیم که کارهای ذیل را با همآهنگی هم و با دقت به پیش ببریم:

اول: نوع نگاه مانرا به زنان تغییر دهیم. دیگر به زن به عنوان یک موجود درجه دوم و ناقص العقل نگاه نکنیم. باید قبول کنیم و باور داشته باشیم که زنان همانند مردان صاحب عقل، خرد و اندیشه است. نیرویی را که یک مرد برای اداره ی زندگی دارد، زن نیز از همان توانایی و نیرو برخوردار است باید اجازه داد که این نیرو را به درستی مدیریت کند و از آن در زندگی بهره جوید.

اجازه دهید این راهکار را از یک رهگذر دیگر مطرح کنم و آن اینکه ما الحمد الله در جامعه اسلامی زندگی می کنیم و باور به اسلام و مقدسات اسلامی داریم بیائید همه با هم نگاه اسلام به زن را در جامعه ترویج دهیم. بدون شک که نگاه اسلام به زن نگاه عاطفی و انسانی است نه نگاه غریزی و جنسی. با گذری کوتاه به روایات که از بزرگان اسلام به ما رسیده است می دانیم که نوع نگاه و نگرش اسلام به شخصیت زن، نگرش عاطفی و تکریمی است که این نگاه با در نظر گرفتن شخصیت و ویژگیهای روحی اوست. لازم است که ما به عنوان مسلمانان راستین این نگاه انساندوستانه ی اسلام را در محیط خود ترویج دهیم و از نگاه جنسی و ابزاری به زن خودداری ورزیم.

در روایات از بزرگان دین آمده است که گفته اند بهترین فرزندان شما دختران شما هستند. یا می گویند به هر خانه ی که در آن دختران سکونت دارند در هر روز دوازده برکت و رحمت از جانب خداوند متعال نازل می شود. و یا فرموده است که غضب خداوند برای هیچ گناهی مانند غضبی که در رابطه با رعایت نکردن حق زنان و کودکان می کند، نیست. این سخن های بزرگان دین همه نشانی از نگاه تکریمی اسلام به زن است که ما به عنوان مسلمانان راستین موظف و مکلف هستیم که این نوع نگاه به زن را در جامعه ترویج و گسترش دهیم که در آن صورت بدون شک دیگر گواه برخوردهای خشونت آمیز با زنان در جامعه نخواهیم بود.

دوم: گسترش آگاهی حقوقی برای زنان و مردان در جامعه، تطبیق این برنامه نیز ما را در راستای نابودی خشونت بر زنان یاری می رساند و کمک می کند. ما از راههای گونه گون چون راه اندازی کنفرانس ها، سیمینارها، سخنرانی های در مساجد و رسانه ها می  توانیم که از یکسو آگاهی حقوقی شهروندان خود را افزایش دهیم و از سوی دیگر نوع نگاه اسلام به زن را برای مردم بیش از پیش معرفی کنیم که اینکار نیز در امر نابودی خشونت و یا حد اقل کاهش خشونت بر زنان اثر گذار می باشد.

سوم: دولت باید اصلاحات در نظام عدلی و قضایی بوجود آورد و در امر رسیده گی به پرونده های خشونت بر زنان به گونه ی جدی عمل کند و عاملان خشونت بر زنان را مجازات نماید. که این کار نیز می تواند میزان خشونت بر زنان را کاهش دهد.

در نهایت استقلالیت اقتصادی زنان را قدر بدانیم و بگذاریم که آنان به خودکفایی اقتصادی برسند و از وابستگی اقتصادی رهایی یابند.

به امید آنروز که دیگر گواه خشونت بر زنان در جامعه نباشیم و نوع نگاه ما به زنان نگاه اسلامی و مشروع باشد. از توجه همه ی شما دوستان حاضر در این کنفرانس سپاسگزارم موفق باشید.